اقبال يغمايى ( گردآورنده )
54
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
بسته شده بود آماده حركت شد ، و او پس از اينكه با عباد الله خداحافظى ، و در حق او دعاى خير كرد ، در گارى جاى گرفت و روانه گرديد . عباد اللّه نيز با همان درشكه به خانه بازگشت . رفتن و برگشتن وى بيش از چهل دقيقه مدت نگرفت . ازاينرو سرتيپ و مادرش بر او بدگمان شدند . اما عباد الله سوگند ياد كرد كه آقا را سالم به مقصد رسانده و از بركت وجود او اسبها چنان تيز مىدويدهاند كه گفتى پر در - آورده بودند . ورود سيد جمال به همدان يكى از كسانى كه با همان گارى سفر مىكرد حسين ، يكى از نوكران مظفر الملك 21 حاكم همدان بود كه براى هوا دادن قاليها ، پوستينها و لباسها و شالهاى كشميرى مخدوم خود به تهران آمده بود و پس از انجام دادن اين كارها به همدان بازمىگشت . او سيد جمال را مكرر ديده بود ، ازآنرو كه مظفر الملك با آقا روابط نزديك داشت ؛ به وى احترام مىنهاد و اظهار بندگى مىكرد . اتفاقا حسن او را شناخت . سيد نيز به سبب اعتمادى كه به وى داشت اقرار كرد كه از تهران گريخته قصد دارد كه چند روزى ميهمان مظفر الملك باشد و سپس به عتبات مشرف شود . همين كه گارى پست به همدان رسيد و مسافران پياده شدند سيد جمال در اتاق يكى از كاروانسراهاى زوارى محله بنهبازار ورود كرد تا پس از رفع خستگى و رفتن به گرمابه پيش مظفر الملك برود . اما نادانى حسين ، نوكر حاكم ، مايهء گرفتارى اين بزرگمرد شد . توضيح اينكه وى پس از ورود به شهر به دار الحكومه رفت و در حالى كه عدهاى از مخالفان مشروطه از جمله اختبار الدولهء كاشى رئيس تلگرافخانهء همدان در آنجا گرد آمده بودند و از مظفر الملك به تأكيد تمام و گستاخى دستگيرى و كشتن صد نفر از آزاديخواهان ساكن همدان را طلب مىكردند ، پاى حاكم ، مخدوم خود را بوسيد و گفت : آقا ، سيد واعظ اصفهانى كه پس از توپ بسته شدن مجلس و گريختن آزاديخواهان از تهران فرار كرده و قصد رفتن به عتبات را